:: درباره چپ دموكرات
- پیغام مدیر
- چپ دموکرات پیش از هر چیز فراخوانی است به همه ی نیروها و فعالین اجتماعی چپ که سال هاست از سنت های دگم شده ی چپ در ایران و جهان بریده اند . سنت هایی که همه ی اندیشه چپ را در اشخاص و آثاري منحصر کرده اند، تا کتاب مقدسی ترتیب داده باشند، که پاسخ همه ی پرسش ها را در خود داشته و بی درک زمان و زمانه، دود شدن مقدس ها را در عصر خردورزی و اندیشه محوری از یاد برده باشند. بر این اساس است که چپ دموکرات به عنوان سنتز عینی واقعیات موجود جامعه و جهان، بی آنکه بدنبال هم دستی ویک داستانی تا سازش ناشایست با به ظاهرفاتحان مغرور هزاره ی دوم، بر توحید حک شده بر دالان قرن و هزاره ی جدید مومن شده باشد، به دنبال ایجاد الگویی جدید و به روز تر از اندیشه ایست که بیش از همه مظلوم ِداعیه دارانش بوده است. با علم به اين واقعيات، پای به میدان کنش های متقابل جامعه و تاریخ گذارده ايم تا پایه های خود را نه بر کمیات نا مرغوب که بر کیفیات مطلوب استوار نماييم. در این راه همراهی همه ی آنان که به اصول غیر ابدی، اما همچنان معتبر ما تعلق اندیشه ای و اجتماعي دارند را منتظر و اساسنامه ای را در یک سطر تعریف می کنیم: «همه ی شما که چون ما می اندیشید، هوادار، اعضا، کادر و رهبر چپ دموکرات هستید» « D L I »
:: فیس بوک
سرکوب ها از چه واقعیتی حکایت می کنند؟
"رئیس دانا" در زندان؛ این یک نشانه است
چهارشنبه؛ 3 خرداد 1391
23 می 2012
http://dl-of-iran.blogspot.com
chapedemocrat@gmail.com
گرامی باد اول ماه می؛ روز جهانی کارگر
![]() |
| اول ماه می - روز جهانی کارگر |
شنبه؛ 9 اردیبهشت 1391
28 آوریل 2012
http://dl-of-iran.blogspot.com
chapedemocrat@gmail.com
به خاطر آزادي و دموكراسي در انتخابات شركت نميكنيم
اگرچه انتخابات در ايران هرگز آزاد و عاري از حذف و سركوب مخالفان نبوده است، در عين حال مي توان مواردي را سراغ گرفت كه مردم، به اميد گشايش روزنهاي هرچند كوچك به مشاركت در آن ترغيب مي شدند. نمونهي مشخص آن، انتخابات اخير رياست جمهوري بود كه "چپ دموكرات" با نگاهي تاكتيكي و از موضع يك امكان بدان نگريست و حمايت خود را از مشاركت معنادار مردم اعلام نمود. آن انتخابات و آن حضور، نتايج خود را در پي اعلام پيروزي "محمودي احمدي نژاد" به بار نشاند. رخدادي كه ما گمان ميكرديم منجر به افزايش شكافهاي درون قدرت شود زلزلهاي شد كه همچنان پايههاي ديكتاتوري مذهبي در ايران را به سمت تلاشي سوق ميدهد.
حال اما در آستانهي نمايش انتخابات مجلس شوراي اسلامي (مجلسي كه به نيكي از سوي نزديكان رهبر جمهوري اسلامي "بازوي رهبري" خوانده شده است)، حذف مخالفان آنچنان گسترش يافته كه به ميان هستههاي دروني حاكميت نيز سرايت نموده است. اين در حالي است كه تمامي تقلاهاي سران حكومت اسلامي حكايت از نياز بيش از پيش ايشان به حضور مردم دارد. اين نياز كه ترديدي در واقعي بودن آن نيست هرچند ناممكن و دريغ شده است اما در تناقض با آن، گسترش تيغ حذف كانديداها در كنار تنگتر شدن فضاي اجتماعي و سياسي نشانگر چيزي نيست جز ريزش روزافزون نيروها و هواداران حاكميت زور و نفت تا بدآنجايي كه حتا نسبت به نزديكان خود نيز بدبين و نامطمئن شدهاند.
در كنار اين واقعيت سياسي حكومت مذهبي، اين بار و به صورتي گسترده شاهد تحريم همهجانبهي نمايش انتخابات از سوي گروههاي مختلف سياسي، مدني، اجتماعي و قومي بودهايم. تحريم فعال انتخابات در حقيقت چيزي نيست جز مشاركت مستقيم مردم در سرنوشت خود و خواست انتخابات آزاد و غير فرمايشي و برقراري آزادي و عدالت.
چپ دموكرات ايران در چنين شرايطي، همراه با مردم آگاه و ديگر گروهها و فعالين سياسي – اجتماعي، كارزار از پيش شكست خوردهي رژيم را تحريم و از عموم مردم و نيروهاي خواهان دموكراسي ميخواهد اهتمام جدي خود را بر گسترش آگاهي عمومي در نقد چنين نمايشهاي فريبنده و مذمومي قرار دهند.
چپ دموكرات ايران
چهارشنبه: 10 اسفند 1390
http://dl-of-iran.blogspot.com
chapedemocrat@gmail.com
حضور مردمي؛ نه به استبداد، تحريم، ترور و جنگ
در حمايت از فراخوان اعتراضات مردمي 25 بهمن
نزديك به سه سال از قوت گرفتن مبارزهي مردمي عليه استبداد و سركوب جاري در ايران ميگذرد. استبداد حاكم پس از سالها سركوب و اختناق، در كنار ناكارآمديهاي اداري و اجرايي، حال با دست بي تدبيري و حماقتهاي بيپايان خود ميرود تا مملكت را پس از تحمل تحريمهاي گونهگون، به دامن جنگ خانمان سوز ديگري نيز بكشاند. ترديدي نيست دولت و حكومتي كه متكي به آراي واقعي مردم و نمايندهي اكثريت اقشار و گروههاي مختلف حاضر در عرصه اجتماعي نباشد، براي استمرار خود چارهاي جز ماجراجويي و بحرانزايي جهت تثبيت تاكتيك سركوبش نمييابد. در چنين شرايطي است كه به نظر ميرسد در كنار ميل روزافزون دول جنگ طلب و مركز، كه جبران بخشي از ناكامي ها و بحرانهاي اقتصادي خود را در برافروختن آتش بحران، جنگ و اشغال، به ويژه در خاورميانه ميبينند، لايههاي دروني دستگاه سركوب و كودتا در حكومت اسلامي نيز متوسل به همان راه حل شدهاند.
نابساماني گسترده در اقتصاد مملكت و نيل پرشتاب امور به قهقرايي چون اوضاع و احول عهد قجري خود به تنهايي بزرگترين فشارها و وخامتهاي معيشتي و اجتماعي را بر مردم، به ويژه طبقات فرودست و زحمتكش وارد مي ساخت، اما در ميانهي راه ويران سازي حاكمان فاسد و اختلاسگران ثروت ملك و مردم، تحريمهاي دول غربي به بهانهي سياستهاي هستهاي حكومت اسلامي نيز در كنار آن همه سوءمديريتها قرار گرفت تا بار مصائب و دشواريها را بيش از پيش بر مردم بيگناه تحميل نمايد. اين در حالي است كه مماشاتها و سوء مديريتها از سويي ديگر، فرصتي را نيز براي ترور دانشمندان و چهرههاي علمي كشور به دست تروريسم دولتي اسرائيل و غرب فراهم نموده است. برپايه چنين واقعيتي است كه حضور مردم در عرصهي عريان مبارزه همچنان مهمترين راه برون رفت از تنگنايي است كه سوداگران جهاني و تنگنظران و سركوبگران داخلي تدارك ديدهاند.
"چپ دموكرات ايران" همگام با ساير نيروهاي ترقيخواه، همراهي خود را با حضور مردمي در اعتراض عمومي 25 بهمن اعلام، خود را در كنار و همراه تمامي آزاديخواهان و مبارزان راه دموكراسي و برابري دانسته و از عموم مردم و به ويژه نيروهاي چپ ِ دموكراسي خواه ميخواهد دوشادوش مردم در اين حضور و اعتراض مشاركت نمايند.
چپ دموكرات ايران
يكشنبه: 23 بهمن 1390
http://dl-of-iran.blogspot.com
chapedemocrat@gmail.com
اعلام حمايت از اعتصاب عمومي در كردستان
طي روزهاي اخير، تقريبا تمامي احزاب و گروههاي كرد ايراني، در فراخوانهاي جداگانه اقدام به دعوتي مشترك مبني بر اعتصاب عمومي مردم كردستان در روز پنجشنبه ۲۳ ارديبهشت ماه نمودهاند . چپ دموكرات نيز ضمن اعلام حمايت از چنين اعتصاب حقگرايانه و ظلم ستيزانهاي، تاكيد دارد كه مسئله اعدامهاي اخير نه تنها نبايد حصر در احساسات موقت شود، بلكه به لحاظ واكنش عيني و اجتماعي نيز نبايد محصور در استانهاي كردنشين و فقط يك روز مشخص باشد. چنين محدوديتي بي ترديد امكان سركوب ناشي از گسيل سركوبگران به كردستان را در پي خواهد داشت.
شكي نيست كه اعدامهاي اخير بر زمينه ايجاد ترس عمومي و سركوب رواني ِ قبل از اعتراضهاي خياباني ماه خرداد صورت پذيرفتهاست و افرادي بيگناه و هويت طلب، قرباني شرارت و بیرحمي حاكمان مستاصل و دستگاه قضايي ِ امنيتي شده، بودهاند. بر اين اساس، لزوم پيوند خوردن بيش از پيش جنبش فراگير مردم ايران با مبارزات حقطلبانه خلق كرد فوريتر مينمايد و هر دو بخش بايد همگرايي خود را بيش از پيش به منصه ظهور ِ مشخص برسانند.
چپ دموكرات، سوگوار شهداي آزادي است
تا بر اين
دوزخ دوزخ نا به كاري بشوريم؟" ا. بامداد
خبر تكان دهنده اعدام پنج تن (فرزاد كمانگر، علي حيدريان، فرهاد وكيلي، شيرين علم هولي و مهدي اسلاميان) از مبارزين راه آزادي خلق كردستان، شوك بزرگي را بر ذهن و روان همه آزاديخواهان و مبارزان ِ آزاده فرونشاند. در اين هنگامهي حساس از تاريخ ايران، و در شرايطي كه اختناق خشن و سركوب وسيع آزادي، راه خيابان را از جنبش آزاديخواه و دموكراسي طلب ايران گرفته است، حاكمان تماميتخواه و بيرحم، به زعم خود با سر صبر و راحت، دست به كشتن پاكترين جوانان اين ديار يازيدند تا مگر ترس و حيرت را بر پيكر مردمي حاكم كنند كه چشم اميد به گامهاي پيش رو، به ويژه در خرداد خون و خيزش دارند، غافل از اينكه با "بي چرا زندگان"ي روبه رو نيستند كه چنين جنايتهايي را بي پاسخ بگذارند. شهيدان راه آزادي شايد، بار ديگر رسالت شكستن جو اختناق و سركوب را به دوش كشيدند تا به جامعه و نسلي كه تن و جانش را قريب به يك سال است در مبارزهاي پيگيرتر ورزيدهتر كردهاست بفهمانند كه راه پيروزي جز از طريق مبارزه ميسر نيست، آنچنان كه شهيد فرزاد كمانگر" در آخرين پيامش از زندان كه خطاب به معلمان صادر كرد، چنين گفت: " مگر می توان در قحط سال عدل و داد معلم بود ، اما "الف" و "بای" امید و برابری را تدریس نکرد، حتی اگر راه ختم به اوین و مرگ شود".
ضمن تسليت اين مصيبت بزرگ به خانواده اين عزيزان ِ شهيد و به همهي آزاديخواهان و آزادگان، اميد داريم كه ملت ايران، اينبار و به رغم هميشهي تاريخ گذشته، خود را در كنار خلق كردستان و همراه با سوگواران آن ديار بر رزمگاه خونخواهي ايشان بيابد و موج تازهاي از تسخير خيابان را، با تلنگري كه اين خونهاي پاك بر روان آزاديخواهي زدند، ايجاد نمايند.
از ديگر سو، بر رهبران اصلاح طلبي و مدعيان همراهي جنبش مردم ايران است، با اتخاذ موضع شفاف در محكوميت نفس اعدام از سويي و كشتار فرزندان بيگناه اين سرزمين، همراهي راستين خود را با مردم رنجديده ايران اعلام كنند.
گرامي باد ياد همهي شهداي راه آزادي
گرامي باد ياد شهداي اخير آزاديخواهي خلق كردستان و ايران
روز زن و مبارزه زنان ايران در چند جبهه(بيانيه)
امسال در شرایطی به استقبال 8 مارس می رویم که به رغم دستاورد های سال ها مبارزه ی زنان و همه برابری طلبان هنوز از یک سو منطق بازاری، زنان را به ابژه جنسی و تجاری تقلیل داده و از دیگر سو بنیاد گرایی با منطق برقع و سنگسار به پیشباز مواجهه با مشکل ِ زنان !! می آيد. وضعیت اضطراری که اکنون به قاعدهي هر روزه جهان ِ آزاد بدل شده است در سویی از دنیا غیر نظامیان و به ویژه زنان و کودکان را به ورطه نیستی، فقر و فلاکت کشانده و در غرب، منطق سوداگرانه جهان در وضعیت رکودی خود باز به راه حل همیشگی فرار از بحران کاهش سود خود، به استثمار و غارتگری زحمتکشان و به ویژه زنان و کودکان رويآورده و به لطف امواج جهانی سازیِ اقتصاد جهانی - که احمدینژاد نیز ایران را با سرعت به حضیض آن می کشاند - سياست فرار از بحران را بيش از پيش معطوف كارگران، زنان و کودکان کشور های حاشیه نموده است. اين در حالي است كه از سوي ديگر، ایران جنبشی را تجربه می کند که در نوع خود در تاریخ ایران و به طور کلي در منطقه خاورمیانه بیسابقه بوده است، و این بی سابقهگی از یک سو به دلیل دموکراسیناب و تکثرگرایی بی همتای جنبش كنوني است و از دیگر سو به حضور پر شهامت و پر رنگ زنان در اين جنبش برميگردد. حضوري تحت حاکمیت يكي از عقب ماندهترين دولتهاي موجود ِ جهان که بر سر چهار راه ها با متر در حال اندازه گیری امنیت اجتماعی خویش است و از دیگر سو با دوخت یونیفرم می خواهد وحدتی نمادین و نظمی ظاهری را بر زنان تحمیل کند گو آنکه دیر مدتی است که این وحدت همه با من در جامعه دود شده است و به هوا رفته است و شاهد آنکه تبلور وحدت و بصیرت دیگر بی وجود قشون کشی و حکومت نظامی نا ممکن شده است .
بر مبناي اين واقعيت است كه معتقديم، مناسبات حاکم بر ایران نسبت به آنچه در کشورهای سرمایهداری وجود دارد دارای کیفیت متفاوتی است. به سادهترین تعریف در آن مناسبات الزامات اقتصادی و زیر بنایی تعیین کنندهیِ مناسبات حاکم بر جامعه است و این متفاوت از تعیین کننده بودن الزامات "فوق اقتصادی" ای است که در ایران با آن دست و پنجه نرم میکنیم. با تکیه براین تحلیل است که حضور گسترهیِ زنان در جنبش اخیر مردم ایران و فقدان شعارهای مادی و اقتصادی توجیه پذیر میگردد، چرا که تضادهای موجودی که زنان ایران با آن روبرویند، گرچه تضاد "کار- سرمایه" نیز هست و قابل کتمان نمی باشد، اما در برابر آن تضادهای قویتری وجود دارد که نه در "استثمار" بلکه در "استبداد" حاکم معنا می یابد. تضاد میان زن سنتی- زن مدرن و الگویی که از حاکمیت در این زمینه ارائه میشود، تضاد میان حقوق بشر- حقوق اسلامی که در آن از زن تفسیری برابر با مرد ارائه نمیگردد، تضاد میان زن به عنوان سوژهای خود مختار و کنشگر که قادر به انتخاب نوع پوشش و مدیریت فعل خویش است و زن به عنوان ابژهای که در سایه یِ مرد معنا مییابد، نمونههايي دم دست از آن قبيلاند.
در ماه های اخیر و به دنبال سرکوب بی سابقه فعالان حوزه زنان و در شرايطي كه فعالان این حوزه با انحلال در جنبش كنوني به صورت جدي حوزه خاص زنان را كم فروغتر ميبينند، شاهد تصویب لایحه به اصطلاح حمایت از خانواده بودیم. امری که یک سال پیش به دلیل موج آگاهی ناشی از تیزبینی چشم های بیدار جامعه و اعتراض عمومی زنان مسکوت گذاشته شد تا در این آرامش قبرستانی با دستان وکیل الدوله ها به تصویب برسد. این زنگ هشداری است که به صدا در آمده تا جنبش مردمی بر علیه کودتای انتخاباتی در غیاب فعالان سرکوب شده جنبش های اجتماعی، نسبت به وظایف اجتماعی خود و افشاگری در مورد سیاست های اجتماعی – ارتجاعی ِ حاکمیت اقدام نمايد، چه سکوت و عقب نشینی در چنين مواردي، به منزله عقب نشینی های بعدی خواهد بود. تلاش مرتجعان در طراحی یونیفرم برای زنان شاغل، تفکیک جنسیتی دانشگاه و مواردی از این قبیل، خطرات مهمي است كه هوشیاری جامعه برای مقابله با آن را طلب می کند .
مساله بسیار مهم دیگر، مساله آزادسازی قیمت ها و حذف یارانه ها در سال آتی است. امری که جدا از بحران فراگیر اجتماعی ، تورم بی سابقه باعث بدتر شدن وضع زنان جامعه نیز خواهد شد. چرا که علاوه بر افزایش تورم و کاهش قدرت خرید برای عموم مردم جامعه ، دولت با پرداخت صدقات نقدی خود به سرپرست خانوار و به تبع آن مردان جامعه، موجبات کاهش شدید توانایی مالی زنان و وابستگی اقتصادی ایشان به مردان جامعه و در نتیجه فقر و سرکوب اجتماعی بیش از پیش زنان خواهد شد، كه اگر در سطحی کلان و در کنار سایر معضلات زنان جامعه یعنی حق طلاق مردان ، آزادی ازدواج موقت و اکنون آزادی ازدواج مجدد به آن بنگریم، آیا پیامدی جز سرکوب شدید زنان و به ویژه زنان زحمتکش و خانه دار را باید به انتظار بنشینیم؟ این در شرایطی است که نظر به بیکاری رو به افزایش و بی عدالتی در محیط های کار، زنان با دستمزد کمتر در مقابل کار برابر ، بی عدالتی در فرصت های برابر شغلی و افزایش سو استفاده های جنسی و خشونت مواجه هستند .
زنان جامعه ایران با نمایش شعور و شهامت خود نشان داده اند كه نهتنها مستحق چنین وضعیت اسفناکی نیستند بلکه مستعد روزهايي بهتر و انسانیترند و همان طور که ایرانی آزاد و دموکراتیک بی کوشش پیگير مردم امکان پذیر نخواهد بود، الغای این قوانین و روابط فوق ارتجاعی تنها با دستان توانای زنان و مردان برابری طلب و عدالت جو میسر خواهد بود.
گرامي باد 8 مارس، روز جهاني زن
ضرورت گسترش جنبش به شهرهای مختلف
این تذکر به معنای نادیده گرفتن حضورهای پراکنده در دیگر ِ شهرها نیست، بلکه اشارهایست برای ورود به بحث اصلی این نوشتار.
بی تردید دستگاه سرکوبِ حاکم جهت دفع و حذف حضور اعتراضی مردم از کف خیابانها (که سال های پیشین مهمترین عرصه ی تجلی مشروعیت حاکمیت دینی بود و اینک به تسخیر مخالفان وضع موجود درآمده است)، اقدام به گسیل گسترده نیروهای بسیجی، ارازل و اوباش ِ مزدبگیر از شهرهای کوچک به کلان شهرهای مورد اشاره نموده و به ابزار تطمیع و تحمیق، آن دسته از هم میهنان را در برابر ملت قرار داده است تا پاسدار جهل و جور حاکم باشند.
به این منظور، تمرکز اصلی دستگاه ترور و سرکوب دولتی به فراخور سابقه در این جنبش، کلان شهرهای تهران، شیراز و اصفهان بودهاست. این تاکتیک دولت با همراهی ناخواستهیِ بخشهای زیادی از نیروهای جنبشی همراه بوده است که با انفعال در حوزه ی کنش شهرهای کوچک خود در گسیل نیروهای سرکوبگر این شهرها به تهران، غیر مستقیم یارای دولت بوده اند. چرا که عمدهیِ نیروها در شهرستان های مختلف همهی امید خود را به حضور مردمی به ویژه در تهران گره زدهاند و تهران اگرچه به حق کانون مبارزه و جنبش بوده است اما تاکنون به رغم بی حیثیت کردن رژیم در همهیِ شئون، همچنان تاوان عدم خیزش گسترده در دیگر نقاط کشور را می دهد. این نکتهی تاسف بار به ویژه در به صحنه نیامدن جدی ِ شهرهای تبریز و مشهد در عین وجود پتانسیل های اعتراضی قوی، فرصت تمرکز بیشتری در اختیار دولت کودتایی قرار دادهاست.
از طرفی دیگر، سازمان یابی شبکههای اجتماعی درون زا تنها در تهران مشهود و قابل قبول بودهاست. این مهم را در تهیه و تکثیر اعلامیهها، سی دیها و امکانات آگاهی بخش به شکلی گسترده میتوان به وضوح در جنبش مدنی - اعتراضی تهران دید.
بر این اساس به نظر میرسد نیاز به اقداماتی فوری در دیگر شهرها احساس می شود؛
۱ - فعالتر شدن فعالیتهای آگاهی بخش مخفی از قبیل چاپ و پخش بیانیههای افشاگرانه به ویژه در شهرها و نقاطی که بواسطهی عدم دسترسی تودهیِ محروم به منابع اطلاعاتی و خبری، فقر اطلاعاتی بیشتری حس شده و مشخصن حدود آگاهی از اوضاع محدود به منابع خبری دولتی است.
۲ - گسترش شعارنویسی ها در سطحی که هم بار آگاهی بخش آن محقق شود و هم ایجاد جنگ روانی در نیروهای دولتی نماید.
۳ - درخواست حضور و پخش اعلامیههای تجمع مردمی همزمان با دیگر شهرها، به ویژه کلان شهرهای مورد اشاره جهت برهم زدن نظم و تمرکز دستگاه سرکوب و تشویش در بسیج نیروهای سرکوبگر، حتا اگر تحقق قطعی حضور و تجمع مردمی دور از ذهن باشد.
۴ - تکثیر «مبارزه» و نافرمانی از دولت در عرصه های مختلف زندگی، از ابتدایی ترین کنشهای روزمره گرفته تا کلانترین آنها و تبدیل زندگی روزمره به عرصهای برای مقاومت در برابر استبداد.
۵ - پرهیز از دامن زدن به اختلافات قومی و مذهبی در میان مردم و قائل شدن به وجود دشمن مشترک، که همانا استبداد حاکم است.
بر این موارد می توان موارد دیگری نیز به تناسب شهرها و مناطق جغرافیایی مختلف افزود؛ از قبیل تکیه بر موارد برابری خواهانه ی هویت طلبانه، مذهبی، جنسیتی و ... که موجبات ستم مضاعف نیز می باشد.
بیانیه چپ دموکرات به مناسبت درگذشت "آیت الله منتظری"
"در آن آنی که از خود بگذری از تنگ خودخواهی
برآيی بر فراخ روشن فردای انسانی"*
"آیت الله منتظری" بزرگمرد آزادیخواهی بود که زندگیِش صحنهی تلاش های خستگی ناپذیر در عرصه حقوق بشر، بی توجه به اعتقادات و خط مشی سیاسی افراد بود. تلاش هایی که تا پش پا زدن به اریکهی قدرت و کناره گیری از کلیهی مواهب آن تداوم داشت.
گرچه چپ دموکرات در بسیاری مبانی نظری افتراقات قابل توجهی میان اصول اساسی خود و معتقدات آیت الله منتظری می بیند اما به رسمیت شناحتن این تفاوتها را از زیباییهای جامعه دموکراتیک آینده دانسته و آن ها را مانعی بر راه پاسداشت این مبارز پیگیرِ راه آزادی و عدالت نمی بیند و باور دارد که او جزو میراث جاودانی خواهد بود که باید پاس داشته شود.
کوشش های ارزندهی آیت الله منتظری در مخالفت با اعدام مخالفین سیاسی از گروههای سیاسی مختلف در دههی ۶۰ و تلاش در راه احقاق حقوق زندانیان سیاسی و خانواده هایشان، حمایت همه جانبه از جنبش مردمی ایران در سال های اخیر و همچنین در آن (آن) ِ تاریخی از میان قدرت و مردم؛ جانب مردم را گرفتن، از وی شخصیت قابل تقدیری ساخته است تا در حالی که از سوی رسانه های دولتی، برای مراجع و روحانیون دون پایه و جیره خوار قدرت تعزیه و تشریفات گسترده گرفته می شود و سعی در بزرگنمایی اقبال و حضور اندک نیروهای بسیجی و حکومتی در مراسم ایشان می نمایند، تردیدی برای حاکمیت باقی نگذارد که با سانسور اقبال خودجوش مردمی که پاس آزادمنشی و انسانگرایی "آیت الله منتظری" را می داشتند، بار دیگر زبونی و تشویش خاطر قدرت حاکم و در راس آن ولی فقیه را نشان دهد.
بی تردید "آیت الله منتظری" بزرگ مردی است که مرده اش نیز دست از سر حق سوزان و مردم ستیزان حاکم در جمهوری اسلامی برنخواهد داشت و همواره یاد او در کنار جنبش آزادیخواه و دموکراسی طلب ایران خواهد بود.
چپ دموکرات ایران، ضمن ابراز تأسف از فقدان آیت الله العظمی منتظری، به عنوان یکی از برجستهترین کوشندگان آزادی، عدالت و حقوق بشر در ایران، آرزوی گسترش و تکثیر ایده های انسانی وی در میان نیروهای مذهبی و تعمیق نگاه غیر ِ ایدئولوژیک او در میان همه ی فعالین عرصه های سیاسی – اجتماعی کشور را دارد.
_____________
*.بخشی از شعر «آن ِ جاودان» سرودهیِ احسان طبری
چپ دموكرات ايران
یکشنبه: ۲۹ آذر ۱۳۸۸
۲۱ دسامبر ۲۰۰۹
http://chapedemocrat.blogfa.com
http://dl-of-iran.blogspot.com
chapedemocrat@gmail.com
۱۶آذر و تحکیم رابطه ی جامعه و دانشجو در جنبش عمومی مردم(بیانیه)
بر این اساس، ۱۶ آذر را می توان روز تحکیم رابطه ی جامعه و دانشجو نامید و انتظار حضور گسترده ی دانشجویی – مردمی را انتظاری به حق و ضروری توصیف نمود. شکی نیست که این روز نیز با حضور قدرتمند و آگاهانه مردم، صفحه زرین دیگری بر کتاب مبارزات اخیر مردم ایران خواهد افزود.
به امید حضور گسترده در ۱۶ آذر
چپ دموكرات ايران
دوشنبه: ۹ آذر ۱۳۸۸
۳۰ نوامبر ۲۰۰۹
http://chapedemocrat.blogfa.com
http://dl-of-iran.blogspot.com
آن چه اين نامردمان با جان انسان ميكنند
براستي وسعت دستگيريها، سركوبها، شكنجههاي جسمي و روحي، اعدامها و ديگر ِ شقوق سركوب رسمي و دولتي، ترجمان چه واقعيتي ميتواند باشد؟
در حقيقت؛ تبي كه پس از بيست و دوم خرداد، وجود دولت كودتايي را به تمامي در بر گرفت، لرزهاي امروزين را ناگزير ساخته است. با چنين توصيفي، پذيرفتهايم كه همهي اين تلخيها در عين بزرگي ِ بهت، و عمق دردي كه بر دل و جانانسانهاي آزاده تحميل مينمايد، همه و همه ترجمان لرزهاي يك ساختار در تمامي ابعاد آن ميباشد.
درست از همان روزهايي كه اقتدار ملت به عرصههاي نمودين كشيده شد تا خيابانها مسخر مردمي گردد كه عليه وضعيت موجود طغيان كرده بودند، مانور قدرت نظامي روانهي خيابانها شد، تا پردهي تزوير قدرت عريان دريده شود و اقتدار منضج از تلقيات و تلقينات ايدئولوژيك به همين سرعت جاي خود را به قدرتي مشروعيت زدايي شده بسپارد.
تنها تريبونهاي رسمي و خبري در اصرار بر واگويههاي تكراري ِ اقتدارنمون نيست كه حكايت از اضمحلال پايههاي حاكميت ميكند، كه رژههاي گونهگون قدرت عريان نظامي در عرصهها و شئون مختلف اجتماعي، اعم از سياسي، فرهنگي و اقتصادي، همه و همه بازتاب لرز بر اندام دولتي است كه اينك بصورتي جديتر، با راي عموم معزول شده است.
اين روزها دالها و نشانههاي كلامي ِ سخنگويان رسمي و غير رسمي ساختار، همگي بر يك مفهوم مشخص تحويل ميشود؛ ترس .
ترس اينك دم خروسي است كه قبل از ترشح دهاني و انعقاد كلامي، از دهان و كلام سخنگويان وكيل الدوله بيرون ميزند. تشويش و پريشان گويي اين توجيهگران عرصههاي محدود شدهي عمومي براي دولت،تا جايي كه به متهم كردن نزديكان خود ايشان نيز ميكشد، در كنار تصوير مضحك برساخته شده از قدرتي كه هرچه بيشتر خود را ابراز ميكند، بيشتر خندهدار و كميك ميشود، خاصه هنگامي كه در كوچه و خيابان، خانه و دانشگاه ميگيرد، ميزند، به بند ميكشد و نظام قضايياش را چون واقعيت امروزين جامعه يك جا بر ريل سياست سوار ميكند تا توجيهگر ماليخولياي هميشگي و قوتيافتهاش كند و امنيت سرشار را براي خود ادعا نمايد، هرگز تغيرات ِ ناشي از يك دل پيچهي سياسي و آپانديسيت عفوني نيست، حاكي از تقلاي خوش يمن دم مرگ است كه به عرصهي بروز كشيده شده است.
بر اين اساس است كه ضمن ابراز خوش بيني توام با بيم و هراس از گسترش حماقت خونبار حاكميت زور و سلاح، صدور احكام سنگين قضايي براي فعالين سياسي و دانشجويي، نيز اعدام فعالين و متهمان سياسي را محكوم كرده، ترديد نداريم كه خيزش دوباره خيابان و ملت در روز 16 آذر، شكستن قفل استبداد در كوتاه زماني نزديك را نويد خواهد داد.
چپ دموكرات ايران
DLI

